ذبيح الله صفا
972
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
مىشود كه عبيد از وضع عامهء مردم از يكطرف و طبقهء قضات و ولات و حكّام از طرف ديگر و رابطهء آن دو دسته كه در حقيقت طبقهء محكوم و طبقهء حاكم شمرده مىشدهاند ، درين قصيده كرده و نشان داده است كه طبقهء محكوم با همهء صفآراييها و عصيانهاى خود سرانجام چگونه طعمهء آن طبقهء ديگر مىگردد و خانومانش بر باد فنا مىرود . از جانبى ديگر ، بامختصر تأمّلى درين قصيده ، مىتوان تصوّر كرد كه مقصود گوينده بيان حال ميرشيخ ابو اسحق اينجو بود با امير مبارز الدّين محمّد مظفّرى فرمانرواى كرمان . اين نكته را از آنچه گذشته است دريافتهايم كه ارادت عبيد نسبت بشاه شيخ ابو اسحق سابقهء چندين ساله داشت و بالعكس وى را نسبت بامير مبارز الدّين نه تنها ارادتى نبود بلكه جلاء فارس در عهد وى و رفتن ببغداد و تحمّل بار فاقه در زمان فرمانروايى او نفرت اين شاعر را از امير مبارز الدّين رياكار ، باتوبهء معروفش در سال 740 هجرى « 1 » و بيعت نابخشودنيش با خليفهء عبّاسى مصر در سال 755 هجرى « 2 » و محتسبى و خمشكنى و تظاهر او بعبادت « 3 » ، روشن مىسازد ، و در همان حال خونريزى و سفّاكى و آدمكشى او بنام ترويج و اجراء احكام دين و امثال اين مطالب حدس مذكور را در تمثيل مبارز الدين بگربهء عابد رياكار و خونريز تأييد مىكند و چنين به نظر مىرسد كه مقصود ازين گربهء عابد كه باخيل گربگان « در بيابان فارس » « 4 » سپاه موشان را تار و مار كرد امير مبارز الدّين محمّد باشد كه امير شيخ ابو اسحق را در فارس مورد تعرّض قرار داد و او كه با سپاه آراسته به پيشباز لشكريان كرمان آمده بود « بىجنگى پشت بداد » « 5 » و بشيراز گريخت و در محاصرهء
--> ( 1 ) - تاريخ آل مظفر ، محمود كتبى ، طبع تهران 1335 ص 15 ( 2 ) - ايضا همان كتاب ص 45 ( 3 ) - ايضا ص 41 - 42 ( 4 ) - اشاره است بدين بيت از موش و گربه : در بيابان فارس هردو سپاه * رزم دادند چون دليرانا ( 5 ) - تاريخ آل مظفر محمود كتبى ص 37